تبليغاتX
و منو این دلِ سیمپل!
 

خیلی وقت بود مثل امشب گریه نکرده بودم:)

:)

عشق واقعی:)

دوستی واقعی :)

اینا چیزایی نیست که به سادگی بشه فراموششون کرد ..:)

نه عاشق نیستم،نشدم،اینا چیزایی هست که میدونم هست!

همین...........

نوشته شده توسط مهــــــرداد در ساعت 2:17 قبل از ظهر | لینک  | 

صدای شلوغ شب..

نور زرد رنگ چراغ های شهر..

پنجره باز است..نسیم می وزد،صورتم را نوازش می دهد..

آن دست خیابان،عابر خسته ی شب..

عبور می کند از چراغ قرمز خیابان بی آنکه کسی برایش سووت بزند..

محو رفتنش می شوم...

به خودم که می آیم

خیابان دیگر شلوغ نیست،چراغ ها خاموش است.چراغ روی رنگ قرمز گیر کرده است..

پنجره را می بندم،تنهاییم سردش است،دستانم را که باز میکنم،خودش می آید در آغوشم..

و باز من و تنهایی شب..



نوشته شده توسط مهــــــرداد در ساعت 0:10 قبل از ظهر | لینک  | 

گاهی اوقات هیشکی نیست که بغلت کنه البته برای من که هیچوقت نبوده،اصلا گاهی اوقات آدم خیلی دوس داره یکی بغلش کنه،دختر یا پسر،فرقی نداره،سرتو خم کنی تو بغلش،گریه کنی،اون یه حرف بزنه به جای اینکه آرومت کنه بیشتر داغتو تازه کنه،بیشتر تر گریه کنی،خیس خیس بشی از گریه..

بعدش با چشمهای قرمز و خیس بشینی یه گوشه یه سیگار روشن کنی به دود شدنش نگاه کنی! میدونی که هیچ حسی بهت نمیده اما چون شنیدی همه میگن سیگار بکش تا آروم شی توهم میکشیو آروم میشی مثلا..

گاهی اوقات همه چی بر طبق میلت نیست،گاهی اوقات باید سختی کشید،گاهی اوقات باید حرف خورد،گاهی اوقات باید دید،خندید و دم نزد،گاهی اوقات باید رد شد،گاهی اوقات باید بمیری!

گاهی اوقات باید لبخند زد و گفت این نیز بگذرد!

نوشته شده توسط مهــــــرداد در ساعت 0:35 قبل از ظهر | لینک  |